آغوز

طبقه بندی موضوعی
پیوندها
  • ۰
  • ۰

۹۴/۴/۱۲

جلسه سوم ، سومین شب جمعه ماه مبارک رمضان (میلاد امام حسن ع)

درباره:
۱٫نیت ابطال روزه، روزه را باطل میکند هر چند که به مرحله عمل نرسد.
۲٫درباره آثار گناه و عواقب آن
۳٫روضه ای درباره امام حسن ع

احکام:

  • اگر کسی در طول روز ماه رمضان نیت کند که یکی از مبطلات روزه را انجام دهد ولی این کار رو انجام ندهد به مجرد نیت آن روزه ش باطل می­شود.
    مثلا خیلی تشنه  شده است اما تصمیم میگیرد که آب بنوشد اما بعد از این تصمیم منصرف می­شود و آب نمیخورد، روزه آن روز او باطل است البته حالا که باطل شد حق ندارد که آب بخورد و یا کارمبطل روزه انجام دهد و همچنان باید امساک خود را در طی روز ادامه دهد.
  • دو چیز اتفاق می افتد:
    اول این که به خاطر  این نیت معصیت کرده.این نیت مبطل کردن روزه را باطل میکند، و باطل کردن از گناهان کبیره است.
    مطلب دوم برای این روزه ای که باطل شده باید بعد ماه رمضان قضای آن را به جا بیاورد البته چون آب نخورده کفاره نیاز نیست.
    اگر آب بخورد مطلب سوم رخ میدهد. به جز شکستن روزه که معصیت است باید قضای روزه رو به جا بیاورد و باید به خاطر خوردن عمدی روزه کفاره هم دهد.
  • پس خود نیت مبطل روزه است.
    اگر کسی مردد باشد که این تصمیم را بگیرد این شخص هم روزه ش باطل میشود.
    البته این فرق دارد با کسی که اشتیاق به خوردن دارد. خطور هم به ذهن ش میکند که بخورد.
    این خطور کردن غیر اختیاری موردی ندارد. و  نه گناه است و نه باعث باطل روزه می­شود.
    اینکه اختیارا تصمیم می­گیرید که روزه را بخورید شاید بخورید اگر به حالت تردید هم خودتون رو بیندازید روزه شما باطل خواهد بود.
  • در روزه گذشته از آن که باید از موارد پرهیز کنید و امساک کنید، نیت هم مهم است و اگر کسی در نیت تخلف کند و نیت افطار کند و حتی مردد شود که افطار کند روزه او باطل می­شود و اگر چیزی نخورده باشد کفاره بر گردن او نیست و باید نسبت به گناه شکستن روزه ماه رمضان استغار کند و بعد ماه رمضان روزه قضا بگیرد .
  • تاکید می­کنم که آن تردیدهای غیر اختیاری مد نظر نیست. مثلا آب ببیند که وسوسه می­شود ولی تصمیم قطعی او این است که آب نخورد در عین حال اینه که شیطان وسوسه می­کند که آب بخورد این ایستادگی که می­کند و روزه ش رو نمی­شکند روزه او درست خواهد بود .

=+= خداوند  به همه ما توفیق آشنایی و توفیق عمل به دستورات دینی مان تا آخر عمر عطا نماید.

====

  • هر گناه درای دو بعد است:
    یک بعد آن عصیان و سرکشی در برابر خدا و شکستن هیبت و سلطنت خدا است که اگر این بعد اتفاق بیفتد جبرانی نخواهد داشت و اگر کسی خداشناس واقعی بشود از این اتفاق خیلی رنج می برد و حتی اگر مشمول رحمت کامل خدا واقع شود این شرمندگی در دنیا و اخرت برای او باقی است.
    و دیگری آثار گناه بسیار متعدد و در جهات مختلف است و ما نمی توانیم پیش بینی کنیم که اثر یک گناه تا کجا پیش می رود.
  • گاه اثر یک گناه بسیار ویران کننده است و گاهی خداوند اجازه این تاثیر گسترده را نمی دهد و تاثیرش محدود می شود. گاهی لطف و عنایت خدا باعث می شود که گناه هیچ اثری ندارد.
    این که کدام گناه از چه کسی و دارای چه اثری است به خدا مربوط است.
  • در دعای ابوحمزه ثمالی میخوانیم:
    ” أَنْتَ الْفَاعِلُ لِمَا تَشَاءُ تُعَذِّبُ مَنْ تَشَاءُ بِمَا تَشَاءُ کَیْفَ تَشَاءُ وَ تَرْحَمُ مَنْ تَشَاءُ بِمَا تَشَاءُ کَیْفَ تَشَاءُ لا تُسْأَلُ عَنْ فِعْلِکَ“.
    تو انجام دهى آنچه را که خواهى،هر که را بخواهى عذاب مى‏کنى، به هر چه که بخواهى و به هر صورتى که بخواهى و رحم مى‏کنى هر که را بخواهى، به هرچه که بخواهى و به هر کیفیت که بخواهى،از آنچه کنى بازخواست نشوى.خدایا آنچه مشیت تو اقتضا می کند همان گونه را عمل می کنی و هر کسی را بخواهی و به آن گونه که بخواهی به حدی که مشیت بکنی عذاب می شود و آن کس بخواهی به او رحم کنی به هر جوری و به هر نحوی رحم می کنی و هیچ کس حق اعتراض به تو را ندارد.
  • ممکن است یک گناه توسط یه نفر دارای تاثیر محدودی باشد و گاه همان گناه توسط فرد دیگر دارای اثر گسترده باشد.
    یک گناه از همان فرد در زمان الف دارای اثر محدود باشد و در زمان ب تاثیرش گسترده باشد، ما هیچ پیش بینی نخواهیم داشت.
    درباره حسنات نیز اینگونه است.
    گاهی خدا به خاطر یک سبحان الله به او چیزهایی عطا می­کند که هرگز تصور نمی­شود و گاهی هم ممکن است این آثار محدود تر باشد. اما نمی­توانیم برای خدا تعییت تکلیف کنیم و دست خدا است.
  • یکی از آثاری که برخی از گناهان ایجاد می­کند این است که در فردی که گناه را انجام داده حالت بی تفاوتی ایجاد می­کند. بعضی از افراد وقتی گناه می­کنند خداوند آنها را متذکر می­کند و آنها را دلواپس می­کند. آنها را تشویق می­کند که استغفار و تضرع و گریه و انابه کنند تا پیگیری و جبران کنند.
    برخی از افراد که گناه میکنند خدا آنها را رها می­کند. نسبت به این که گناه کردند اعتراف دارند اما دل شان نگران نیست.
  • در کتاب کافی حدیثی از امام صادق ع نقل شده است:
    إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَیْراً فَأَذْنَبَ ذَنْباً، أَتْبَعَهُ بِنَقِمَهٍ وَ یُذَکِّرُهُ الِاسْتِغْفَارَ، وَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ شَرّاً فَأَذْنَبَ ذَنْباً، أَتْبَعَهُ بِنِعْمَهٍ لِیُنْسِیَهُ الِاسْتِغْفَارَ وَ یَتَمَادى‏ بِهَا، وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ» بِالنِّعَمِ عِنْدَالْمَعَاصِی» (۱)امام صادق علیه السلام میفرماید :اگر خداوند خیر بنده اش رو بخواهد و گناهی رو انجام دهد خداوند به او مشکلی وارد میکند و او را به یاد استغفار می اندازد و اگر خداوند شر بنده اش رو بخواهد و او گناهی کند به او نعمتی می دهد تا استغفار رو فراموش کند و نعمت دادن رو دربارهٔ او ادامه می دهد و این است معنای سخن خداوند که فرمود :به تدریج به ان ها می دهیم از جهتی که نمی دانند این ها نعمتی است در هنگام گناه کردنچون خداوند خیر بنده‏ای را بخواهد در دنیا به عقوبتش شتاب نماید و اگر خدا بخواه به بنده‏ای شر و بدی رساند او را در گناهش نگهدارد تا روز قیامت وی را به آن کیفر دهد.خدا دو گونه بنده دارد. برخی از بندگان ش را اراده کرده است که دست­شان را بگیرد و آنها را بالا ببرد. این دسته به این صورت است که وقتی گناه می­کنند خدا به آنها گوشمالی می­دهد و این گوشمالی باعث می­شود که او متذکر به استغفار شود و به واقع از خدا طلب مغفرت کند. شخص نگران خواهد بود و استغفار می­کند.
    اما برخی که گناه می­کنند اتفاقا خداوند شرایط مثبتی برای گناه آنها فراهم می­کند.خدا به آنها نعمت یا نعمت هایی را عطا می­کند تا استغفار را فراموش کنند و دنبال آن را بگیرند
  • این آیه شریفه قرآن در سوره مبارکه اعراف “سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ” آمده است. (۲) (۳)
    ما آنها را دچار استدراج میکنیم جوری که نمی­فهمند. استدراج یعنی آرام آرام گرفتن.خداوند دو جور گرفتن دارد . یک نوع گرفتن دفعی و ناگهانی و دیگر گرفتن آرام آرام که به آن استدراج می گویند و طوری است که خود فرد متوجه نمی­شود و به این گونه است که با نعمت ها همراه می­شود.
  • این نکته را در نظر داشته باشیم و در خودمان مرور و بررسی کنیم و ببینیم که دلواپس گناهان­مان هستیم یا اینکه خیلی نگران نیستیم.
    نکته اصلی و اساسی استغفار، ندامت و پشیمانی است. اگر چنین حالتی در ما نیست با بیان امام صادق ع خود را بسنجید.
  • در دعای ابوحمزه چوب هایی که خدا به خاطر گناه­مان میزند را ذکر می­کند و ۱۱ بار کلمه” لَعَلَّکَ” به کار برده شده است.
    خیلی مهم است.لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُسْتَخِفّا بِحَقِّکَ فَأَقْصَیْتَنِی
    خدایا شاید دیگه من استخفاف به حق تو دارم و من را دور کردی.لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی آلِفَ مَجَالِسِ الْبَطَّالِینَ فَبَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ خَلَّیْتَنِی
    یا شاید مرا انس یافته با مجالس بیکاره‏ها دیدى.پس مرا به آنان واگذاشتىاین نکته خیلی مهم است که بسیار جوانان به آن مبتلا هستند.جوانان پتانسیل شرکت در جلسات اتلاف وقت را دارند.اینکه با کسانی که بَطال هستند و زیاد به امور باطل علاقمند است، وقت می­گذارند. اگر با این مجالس انس پیدا کنید، طوری می­شود که وقتی با چنین آدم هایی خواهید بود و نتیجه ش این است که با مجالس سمت دیگر احساس موانست ندارید.

====

  • میلاد امام حسن است و خانه امیرالمومنین با مولود این پسر نورانی پر از سرور و خوشحالی است. پیغمبر مکرم اسلام خیلی به امام حسن ع ابراز علاقه می­کرد.
  • در ماه رمضان یکی از اوقاتی است که توصیه شده که به زیارت سیدالشهدا برویم. مخصوصا در نیمه ماه رمضان.
    هر وقت که بهار عنایت خدا به بندگان است به زیارت امام حسین توصیه میشود تا بندگان از این سفره بیشتر استفاده کنند.
  • از پیامبر روایت شده که در روز قیامت همه چشم ها گریان خواهد بود جز چشمی که بر حسن گریه کرده باشد.
  • امام حسین خیلی مظلوم بود اما در برخی از جهات امام حسن مجتبی ع مظلوم تر بودند.یاران امام حسین خیلی باوفا بودند.
    وقتی حضرت در شب عاشورا به یاران شان گفتند که بروید، اولین نفر از اصحاب زهیر بود که بلند شد و گفت که خدا به من یک جان داده است که در راه شما فدا خواهم کرد. در این راه اگر کشته بشوم، قطعه قطعه شوم، سوزانده شوم و خاکسترم را باد ببرد و مجددا زنده شوم، باز حاضرم جانم را در راه شما فدا کنم. این کار اگر هزار بار تکرار شود من دست از شما بر نخواهم داشت.امام حسین راه را به اصحاب نشان داد و گفت از این نقطه عبور کنید که راحت میتوانید گذر کنید، اما به پای امام حسین افتادند و گفتند که ما میخواهیم جان مان را فدا کنیم.
    اما یاران امام حسن به معاویه نامه نوشتند که اگر اراده کنی ما کت بسته حسن را به تو تحویل میدهیم.امام حسین همسرانی بسیار وفاداری داشت.
    وقتی که کاروان اسرا از شام به کربلا برگشتند، سه روز در کربلا اقامت داشتند و خیمه مختصری داشتند و زنان در خیمه بودند و عزاداری میکردند اما دیدند رباب در آفتاب نشسته است و  گریه میکند. هر چه به او گفتند بیا در سایه بنشین، نیامد و گفت چطور به سایه بیایم در حالی که دیدم بدن پاره پاره حجت خدا روی زمین در آفتاب را در آفتاب دیدم.
    اما همسرامام مجتبی ع  با یک وعده زهری که معاویه به او داده بود را در داخل کوزه ریخت و به هنگام افطار به امام مجتبی خوراند و امام حسن ع بعد از نوشیدن آب تشتی را طلب کرد و حضرت سر مبارک را در تشت خم کردند و پاره های جگر امام مجتبی ….

 

پ.ن:

با تشکر از جناب “فرید چهاردانگه ماسوله آبادی وزه” که در پیدا کردن منبع کمک نمودند.

===

منبع:
۱٫ الکافی (ط – الإسلامیه) / ج‏۲ / ۴۵۲ / باب الاستدراج ….. ص : ۴۵۲

عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ عَنْ سُفْیَانَ بْنِ السِّمْطِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَیْراً فَأَذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنَقِمَهٍ وَ یُذَکِّرُهُ الِاسْتِغْفَارَ وَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ شَرّاً فَأَذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنِعْمَهٍ لِیُنْسِیَهُ الِاسْتِغْفَارَ وَ یَتَمَادَى بِهَا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ بِالنِّعَمِ عِنْدَ الْمَعَاصِی.
الکافی (ط – دارالحدیث) / ج‏۴ / ۲۶۵ / ۲۰۲ – باب الاستدراج ….. ص : ۲۶۴

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: «إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَیْراً فَأَذْنَبَ ذَنْباً، أَتْبَعَهُ بِنَقِمَهٍ وَ یُذَکِّرُهُ الِاسْتِغْفَارَ، وَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ شَرّاً فَأَذْنَبَ ذَنْباً، أَتْبَعَهُ بِنِعْمَهٍ لِیُنْسِیَهُ الِاسْتِغْفَارَ وَ یَتَمَادى‏ بِهَا، وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ» بِالنِّعَمِ عِنْدَالْمَعَاصِی».
مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار / النص / ۳۳۳ / فی الاستدراج و کفر النعم ….. ص : ۳۳۳

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ شَرّاً فَأَذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنِعْمَهٍ لِیُنْسِیَهُ الِاسْتِغْفَارَ وَ یَتَمَادَى بِهَا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ بِالنِّعَمِ عِنْدَ الْمَعَاصِی

۲٫ «وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ. وَ أُمْلِی لَهُمْ إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ»اعراف ، آیه ۱۸۲ – ۱۸۳٫

و کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج، از جایى که نمى‏دانند گریبانشان را خواهیم گرفت و به آنان مهلت مى‏دهم که تدبیر من استوار است  .

۳٫ الکافی (ط – دارالحدیث) / ج‏۴ / ۲۶۶ / ۲۰۲ – باب الاستدراج ….. ص : ۲۶۴

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ»

أصول الکافی / ترجمه مصطفوى / ج‏۳ / ۱۵۲ / شرح ….. ص : ۱۵۲

– استدراج اشاره بآیه شریفه سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ‏ دارد.

مجمع البحرین در معنى آیه گوید: یعنى آنها را اندک اندک میگریم و ناگهان گرفتارشان نمیکنیم، مانند کسى که از نردبان درجه بدرجه یعنى پله پله بالا میرود تا به پله بالا رسد و استدراج خدا نسبت به بنده اینست که هر گاه گناه تازه‏ئى کند خدا باو نعمت تازه‏ئى دهد و توبه و استغفار را از یاد او ببرد.

 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی