آغوز

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۵۵ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

دانلود مجموعه سخنرانی های علامه امینی

 

 

 

استاد معاونیان نقل فرمودند: بیست و چند سال قبل در مشهد براى جمعی از طالبان مباحثی در امامت داشتم، و بر حسب ارادتی که به علّامهٔ امینی مى ورزیدم، شرط کرده بودم که در جمع کلاس باید نوار صوتی ده منبر مرحوم علّامه را که در مدرسه نواب مشهد به دعوت مرجع والاقدر آیة الله حاج آقا هادی میلانی افاضه فرموده بود، دوستان دقیق بشنوند.
این کار بس برکات داشت و توفیق آفرین و معرفت افزا بود.
بیاد دارم که در آخرین منبر از آن دهه که بسیار مجلس پر شور و با جلالت و پر جمعیت و با عطمتی بوده آقای امینی، این قهرمان دفاع از امیر و غدیر، سخت مى نالد و مى خروشد، و بسیار رنجیده و گله اى شدید آغاز مى کند؛ چرا که شنیده فرد معمّمی گفته که آقای امینی با نوشتن الغدیر تقرقه اندازی مى کند!! و نیز اضافه بهتان هم زده که:
بله، انگلیس پول مى دهد که کتابی مثل الغدیر بنویسند تا بین شیعه و سنّی تفرقه ایجاد کنند!!!
فریاد علّامهٔ امینی کنار قبر امام رضا علیه السّلام به عرش رسیده و نالهٔ آن کم نظیر عالم مرزبان و غیور را درآورده است. إنّا لله و إنّا إلیه راجعون !

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.....

 

 

 

 

 

                         دانلود سخنرانی                      

   زمان   

 

 

                            سخنرانی 1                         

۱:۲۷:۵۳

 

 

                            سخنرانی 2                         

۱:۲۷:۳۴

 

 

                            سخنرانی 3                         

۱:۲۲:۲۸

 

 

                            سخنرانی 4                         

۱:۱۸:۳۰

 

 

                            سخنرانی 5                         

۱:۲۶:۴۸

 

 

                            سخنرانی 6                         

۱:۲۳:۰۲

 

 

                            سخنرانی 7                         

۱:۱۶:۴۳

 

 

                            سخنرانی 8                         

۱:۱۳:۵۴

 

 

                            سخنرانی 9                         

۱:۲۶:۲۵

 

 

                           سخنرانی10                         

۱:۲۳:۰۵

 

 

 

  • ۰
  • ۰



اگر امام زمان علیه السلام، یک تار مویش را بجنباند، دنیا را زیر و زِبَر می‌ کند. نمی ‌دانید چه گوهری در خزانه‌ غیب خدا پنهان شده است.

اگر آشکار شود‏ زمین و آسمان را متلألأ می ‌کند:
«وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا».
«یَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَیْرَ الأَرْضِ»
.

والله اگر از نان خوردن و آب خوردن و زندگی ‌تان دست بردارید و یکپارچه عمرتان را بر دعای بر فرج و ظهور امام زمان علیه السلام صرف کنید، مغبون نیستید. اگر یک ساعت از زمان ظهورش را درک کنید، بهتر از این است که هزاران سال بدون آن حضرت زندگی کرده باشید. به حقّ صاحب این منبر و این محراب، این مطلبی که می ‌گویم، با براهین عقل مطابق است و با وجدان بزرگان موافق است.

  • ۰
  • ۰



مرحوم در سخنرانی خود در مسجد صاحب الزّمانی بیرجند در شب 21 ماه رمضان 1394 هجری قمری می فرمود:
«اللَّهُمَّ إنِّی أَسْأَلُکَ بِکِتَابِکَ الْمُنْزَلِ وَ مَا فِیهِ ، وَ فِیهِ اسْمُکَ الْأَکْبَرُ وَ أَسْمَاؤُکَ الْحُسْنَى وَ مَا یُخَافُ وَ یُرْجَى أَنْ تَجْعَلَنِی مِنْ عُتَقَائِکَ مِنَ النَّارِ»
این دعایی است که وقتی قرآن را بالا سر می گذارید، می خوانید. قرآنها را باز کنید.
من طلبه بودم. شب های دهه محرم کتاب های مقتل را نگاه می کردم و مقاتل، یعنی آنچه که در کربلا واقع شده را می خواندم و گریه می کردم. یک شب رسیدم به اینجا که امام حسین علیه السلام، قرآن را آورد به میدان، قرآن را باز کرد و بالای سرش گذاشت. فرمود:
«مردم! بین من و شما این قرآن حاکم باشد. من مسلمانم، این هم قرآن است. در کجای قرآن است که مرا بکشید؟»
من این عبارت را که خواندم منقلب شدم، لذا از آن تاریخ به این طرف هر شب احیایی که قرآن به سر می گیرم، چه بالای منبر، چه در خانه خودم، تا قرآن را بالا سرم می گذارم، یادم از امام حسین علیه السلام می آید که او بیچاره شده بود دیگر، قرآن را بالا سرش گذاشت .و رفت زیر سایه قرآن.
ای مردم! شما هم به یاد امام حسین علیه السلام بیافتید و اشک هایتان بریزد، قرآن را بگذارید بالا سرتان و این دعا را بخوانیم.
(سخنرانی مسجد صاحب الزّمانی(خیرآباد نو) بیرجند، 1394 قمری، شب21 ماه رمضان)

  • ۰
  • ۰



مرحوم در سخنرانی خود در مسجد صاحب الزّمانی بیرجند در شب 21 ماه رمضان 1394 هجری می فرمود:
ای مردم! شب احیای دوم است، لیله قدر است. دفتر خدا حساب دارد، بی حساب نیست. تمام آنچه در سال آینده باید به ما برسد، همه اندازه گیری شده است. قدر به معنی اندازه گیری است. امشب اندازه گیری می شود. باید چقدر به این آدم نفس داده شود، چقدر دانایی داده شود، چقدر پول داده شود، چه اندازه صحت و سلامتی. تمام جزئیات امشب اندازه گیری می شود و در دفتر قدر الهی نوشته خواهد شد. البته خدای متعال بدا دارد، ممکن است خیلی از مقدّرات در بین سال، بدا شود، ولی پی ریزی آنچه در سال آینده به ما می رسد، امشب انجام می شود. امشب هرچه همت دارید کاری کنید که خدا را از خودتان خشنود کنید و دفتر عملتان را از ناشایست ها بوسیله توبه و انابه و استغفار پاک کنید. امید است به حرمت امیرالمومنین علیه السلام مقدّرات سال آینده همه شما به خیر و سعادت و خوشی و انبساط روحی و مادی فراهم شود. قرآنها را مهیا کنید.معصیتها را جلوی چشمتان بیاورید. کسی که معصیت نکرده چهارده تا معصوم هستند. باقی دیگر همه معصیت کاریم، همه نافرمانی داریم، کم و بیش ، صغیره و کبیره. امشب درهای رحمت خدا باز است و از خدا طلب مغفرت و آمرزش کنید. بگویید خدایا بد کردیم، غلط کردیم، معصیت کردیم. ما معترف به تقصیر خودمان هستیم، استحقاقِ عذاب و عقاب داریم، ولی چشم امید به عفو و رحمت، به کرم و مغفرت، به آقایی و بزرگی تو داریم. خدایا این امید ما را امشب نا امید نفرما. خدایا اگر ما بدیم، ولی به سلطنت تو معتقدیم، تو را به خداوندی می ستاییم، منکر سلطنت و پادشاهی و آقایی تو نیستیم. نوکر ها و بنده های بدی هستیم، امّا به حقّ قرآن عظیم! به آیات مبارکات قرآن! به روح مطهر امیرمومنان! امشب در حقّ ما آقایی کامل بفرما و از گذشته های ما در گذر. توفیق بندگی و هدایت راه خیر به همه ما عطا بفرما. این صیغه توبه را که من می خوانم همگی بخوانید، با حال هم بخوانید؛ یعنی گناهانتان را مجسّم کنید و از خدا طلب مغفرت کنید.
استغفر الله الذی لا اله الا هو الرحمن الرحیم ذو الجلال و الاکرام و اتوب الیه
یک مرتبه دیگر می خوانم. گناهانتان را مجسّم کنید و به دلتان به خدا بگویید: ما گناه کردیم، چوبمان هم بزنی حق داری، ما مستحقّ هستیم، امّا بیا و آقایی کن امشب ما را ببخش، یک مشت گدا آمده ایم در خانه ات، روی فرشت نشسته ایم، نیمه شب هم هست، دست گدایی دراز کردیم، تو اگر ما را نبخشی و عذاب کنی لذّتی نمی بری، ولی ما در زحمت خواهیم بود. امّا اگر ببخشی، ما راحت می شویم. خدایا! اگر ما را ببخشی مولایمان علی علیه السلام هم خوشحال می شود. اگر نبخشی مولایمان علی علیه السلام هم یک قدری ناراحت می شود. بیا به برکت خاتم الانبیا صلّی الله علیه و آله و به برکت قرآن امشب همه ما را ببخش.
(سخنرانی مسجد صاحب الزّمانی(خیرآباد نو) بیرجند، 1394 قمری، شب21 ماه رمضان)

  • ۰
  • ۰



مرحوم در سخنرانی خود در مسجد سیّد اصفهان در ماه رمضان 1392 هجری می فرمود:
خدایا! به سوز سینه امام حسین علیه السلام، خدایا! به سوز سینه‌ خواهر امام حسین علیه السلام، خدایا! به سوز سینه‌ دختران یتیم امام حسین علیه السلام، همین ساعت، امر فرج امام زمان علیه السلام را مقرّر بفرما.
الهی! به اشک‌های پیاپی سید الشهدا علیه السلام در روز عاشورا، فرج امام زمان علیه السلام را برسان.
امام حسین علیه السلام، «صَرِیعَ‏ الدَّمْعَةِ السَّاکِبَةِ» است. روز عاشورا، چشم امام حسین علیه السلام خشک نشد! همین طور دائماً اشک می‌ریخت. یک وقت بدن جوان هجده ساله‌اش را بغل می ‌گرفت و گریه می ‌کرد. یک وقت بدن برادرش را به بغل می ‌گرفت و گریه می ‌کرد. یک وقت بدن برادرزاده ‌اش را به بغل می ‌گرفت. ای وای، وای، وای! دائماً گریه می‌کرد.
خدایا! به گریه‌های سوزناک سید الشهدا علیه السلام به زودی امام زمان ما علیه السلام را آشکار فرما. پدر ما یتیمان را به ما برسان. خودت مشکلات ما را به سوز دل امام زمان علیه السلام حلّ و آسان فرما. گرفتاری ‌های همه شیعیان دنیا را به آبروی بقیة الله علیه السلام بر طرف بفرما.
(سخنرانی مسجد سیّد اصفهان، 1392 قمری، شب 26 ماه رمضان)

  • ۰
  • ۰



مرحوم در سخنرانی خود در مسجد صاحب الزّمانی بیرجند در ماه رمضان 1394 قمری می فرمود:
شب گذشته، امیرالمؤمنین علیه السلام شروع کرد به به وصیّت های خصوصی اش. بابا حسن! چون من از دنیا بروم، مرا غسل بده، حنوط کن، کفن کن. بابا جان! جلوی جنازه مرا رها کنید و دنباله جنازه را بگیرید. هر جا مقدّر است و جنازه فرود آمد، جنازه را آنجا بگذارید. سنگ سفیدی می بینید، آن سنگ را بلند کنید، قبری ساخته و لحدی آماده شده است. لوحی آنجا خواهید دید به خط نوح پیغمبر. در آن لوح نوشته شده است که این قبر را حضرت نوح برای من ساخته و پرداخته است. بابا حسن! بابا حسین! مرا به خاک بسپارید. چند صورت قبر درست کنید، در مسجد کوفه، در خانه فلانی، در رهبه نجف فعلی. فردا هم یک جنازه ای را حرکت دهید (به سوی مدینه) که امر بر مردم مشتبه شود. روز بیست و یکم ماه رمضان است. روز شهادت امیرمومنان علیه السلام است. می دانید چرا باید چهار صورت قبر درست کنند و یک جنازه به طرف مدینه روانه کنند؟ فرمود: باباجان! اگر بدانند قبر من کجاست، آرام نمی گیرند. می آیند نبش قبر می کنند، بدنم را بیرون می آورند و می سوزانند. ای وای! این قدر خوارج نهروان لعنهم الله با علی عناد و عداوت داشتند. لذا تا زمان امام صادق علیه السلام، قبر آقا علی علیه السلام پنهان بود و شیعیان نمی دانستند قبر مولایشان کجاست.
(سخنرانی مسجد صاحب الزّمانی(خیرآباد نو) بیرجند، 1394 قمری، روز 21 ماه رمضان)

مدفن مقدس حضرت تا زمان امام صادق پنهان بود این هم یکی از دردهایی است که دل شیعه را کباب می کند. درد از این بالاتر نمیشود که قبر پنهان باشد و حتّی بچه هایش هم علنی نروند سر قبر بابا. زیرا اگر علنی بروند آشکار می شود و خطر دارد و چه خطری! جگر آدم کباب می شود. خوارج نهروان چه لا مذهب هایی بودند که علیّ بن ابیطالب علیه السلام از آنها این چنین در خطر باشد. بدن امیر المومنین علیه السلام دفن شد ولی پنهان بود و جز بچه ها و عبد الله بن عباس کس دیگر نفهمید قبر آن حضرت کجاست. این درد است. دختر هایش نمی توانستند بروند سر قبر باباشان. شما اگر قبر پدرتان را ندانید کجاست یا نگذارند بروید، یک عقده ای است برای شما. شب جمعه می خواهید بروید سر قبر بابایتان فاتحه ای بخوانید، دختر ها می خواهند بروند گریه کنند سر قبر باباشان، امّا قبر پنهان است، لذا بچه ها در خانه می نشستند و گریه می کردند. قربان آن بابایی برویم که قبرش پنهان است. قربانت برویم بابا، نمی توانیم سر قبرت بیاییم و اشک بریزیم.

آری قبر پنهان بود تا زمان امام صادق علیه السلام که حضرت صادق علیه السلام آمدند رهبه و به بعضی فرمودند قبر امیرالمومنین جدّم اینجاست. البته بعضی از شیعه می دانستند، همه نمی دانستند تا آن که در دوره هارون، قبر امیرالمومنین علیه السلام آشکار شد.
(سخنرانی مسجد صاحب الزّمانی(خیرآباد نو) بیرجند، 1394 قمری، شب23 ماه رمضان)

  • ۰
  • ۰



مرحوم در سخنرانی خود در مسجد جامع زاهدان، در ماه رمضان سال1390قمری می فرمود:
طولانی شدن غیبت یا کوتاه شدن آن به دست ما است. این نکته خیلی مهم است. غیبت امام زمان علیه السلام را خدای متعال ممکن است طولانی کند، بشود 10 هزار سال، و ممکن است کوتاه کند و همین الان غیبت را پایان بدهد. با بهانه و یا بی ‌بهانه. بهانه آن دعای شما شیعه است. جلو انداختن ظهور مهدی اسلام یا عقب افتادن ظهور او دائر مدار تنبلی شما و دائر مدار در کار آمدن شما است. معطّل نشوید. اگر همین‌طور خوابیدی به خواب خرگوشی، خدا عقب می‌ اندازد. اگر جنبیدی و به جوش آمدی و اشک و ناله و دعا و در خانه خدا رفتی و ضجّه و ناله کردی، خدا ظهور را جلو می ‌اندازد. این‌ها مضامین روایات است، از خودم نمی ‌بافم.
در روایات ما غیبت حضرت مهدی علیه السلام را اعلام کرده ‌اند و برای ظهورش هم وقت معین نکرده‌اند، فرموده ‌اند: «کَذَبَ الْوَقَّاتُون». حضرت باقرعلیه السلام فرمود: «لَا أُوَقِّتُ لَهُ وَقْتاً وَ لَا یُوَقَّتُ لَهُ وَقْت» ما برای ظهور وقت معین نمی‌ کنیم، خدا هم وقت معین نکرده است. اگر شیعه دعا کنند، مسلمین اشک بریزند و بنالند، از خدای متعال بخواهند، خدای متعال ظهور را جلو می ‌اندازد.
(سخنرانی های مسجد جامع زاهدان، روز جمعه هفتم ماه رمضان1390قمری)
دعا بر فرج حضرت کنید. یک‌ وقت دیدید پیرمرد و پیرزنی، بچه دل‌ سوخته‌ ای، یک بزرگ دل ‌شکسته ‌ای، از ته دل یک خدا می‌ گوید، عرش را به لرزه می‌ آورد، و تیر دعای او به هدف اجابت می‌ خورد، خدای متعال حضرت را ظاهرش می‌ کند. در روایت از امام صادق علیه السلام داریم که: اگر دعا نکنید، غیبت امام عصر طول می‌ کشد تا حدّی که خدا می ‌داند، و اما اگر دعا کنید، خدا به برکت دعای شما جلو می‌ اندازد، جلو می ‌اندازد.
(سخنرانی های مسجد جامع زاهدان، روز 30 ماه رمضان1390قمری)

  • ۰
  • ۰

امام رضا(ع) در خراسان ظاهرا ولیعهد مامون بود. جمعی از شیعیان برای دیدار آن حضرت به خراسان آمدند، ولی آن حضرت اجازه نمی‌داد. آنها دو ماه پی در پی روزی دو بار به در خانه آن حضرت آمده و اجازه ورود می‌طلبیدند. امام هم می‌فرمود: من فعلا اشتغال دارم و به آنان اجازه ورود نمی‌داد. سرانجام آنان به دربان گفتند: از جانب ما به امام عرض کن: ما از شیعیان شما هستیم و از بلاد دور آمده‌ایم و مکرر اجازه خواسته‌ایم و جواب منفی داده‌اید. اگر بدون ملاقات با شما به وطن بازگردیم نزد مردم شرمنده و سرافکنده خواهیم شد.
دربان پیام آنان را به امام ابلاغ کرد و امام فرمود: به آنان اجازه ورود بده.
آنان به محضر حضرت رسیدند و پس از احوالپرسی عرض کردند: ای پسر رسول خدا، چه شده که ما به این بی‌مهری و خفت و خواری افتاده‌ایم و پس از آن همه بی‌اعتنایی و عدم اجازه شما، دیگر برای ما آبرویی نمانده، علت آن چیست؟
امام رضا(ع) فرمود: این آیه را بخوانید: و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم و یعفو عن کثیر. هر مصیبتی که به شما می‌رسد به خاطر اعمالی است که انجام داده‌اید و بسیاری را نیز عفو می‌کند. (شوری- 30)
آنان عرض کردند چرا نسبت به ما بی‌اعتنا هستید؟
امام رضا(ع) فرمود: برای آنکه شما ادعا می‌کنید که از شیعیان امیرمومنان علی(ع) هستید ولی در بیشتر اعمال با دستورهای آن حضرت مخالفت می‌نمایید... و در انجام فرایض کوتاهی می‌کنید و در رعایت حقوق برادران سستی می‌کنید، اگر شما به جای شیعه بگویید ما از دوستان اولیای خدا و دشمن دشمنان آنان هستیم شما را در این قول رد نمی‌کنم، ولی شما ادعای مقام ارجمند (شیعه) می‌کنید، اما ادعای شما با اعمال شما سازگار نیست، شما راه هلاکت را می‌پیمایید، مگر اینکه با توبه و انابه ضایعات گذشته خود را جبران کنید.
آنان گفتند: ما استغفار و توبه می‌کنیم، و از این پس خود را دوستان شما و دشمن دشمنان شما می‌دانیم.
امام رضا(ع) فرمود: آفرین بر شما ای برادران و دوستان من! آنگاه امام از آنان احترام شایان کرد و آنان را نزد خود نشانید و سپس به دربان خود فرمود: چند بار از ورود آنان جلوگیری کردی؟
او عرض کرد: شصت بار. امام به او فرمود: شصت بار نزد آنان بیا و به آنان سلام کن و سلام مرا به آنان برسان، خداوند به خاطر استغفار و توبه آنان را آمرزید و آنان و بستگان آنان را به خاطر دوستی‌شان با ما مشمول کرامت و لطف خاص قرار داد، و به آنان از غذاها و اموال زیاد بده و گرفتاری آنان را بر طرف نما. (1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- بحارالانوار، ج 68، ص 158 و 159

  • ۰
  • ۰



مرحوم در سخنرانی خود در مسجد سیّد اصفهان در ماه رمضان 1392 قمری می فرمود:
امام زمان علیه السلام به شما شیعه، نظر دارد؛ اگر نه این بود، روز قیامت گریبان من را بگیرید! امامتان به شماها توجّه دارد؛ البته انتظار هم دارد که شما هم به او توجّه داشته باشید.
مرحوم سید بن طاووس گفت: سحرگاهی به سرداب رفتم. دیدم امام زمان علیه السلام تشریف دارند و مشغول دعا هستند. با خودم گفتم: گوش بدهم ببینم آقا چه می ‌گوید؟ چه دعایی را می‌ خواند؟ از خدا چه می خواهد؟ شنیدم چنین می‌فرماید:
« اَللّهُمَّ اِنَّ شیعَتَنا مِنّا، خُلِقُوا مِنْ فاضِل طینَتِنا، وَ عُجِنُوا بِماءِ وِلایَتِنا. اَللّهُمَّ اغْفِرْ لَهُمْ مِنَ الذُّنُوبِ ما فَعَلُوهُ اِتّکالاً عَلی حُبَّنا وَ وِلائِنا یَوْمَ الْقِیامَةِ، وَ لا تُوأخِذْهُمْ بِما اَقْتَرَفُوهُ مِنَ السَّیّاتِ اِکْراماً لَنا، وَ لا تُقاصَّهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ مُقابِلَ اَعْدائِنا، فَاِنْ خَفَّفَتْ مَوَازینُهُمُ فَثَقَّلْها بِفاضِلِ حَسَناتِنا.»
سید بن طاووس گفت: دیدم حضرت می‌گوید: خدایا! شیعیان ما، از ما هستند. این‌ها از زیادی طینت ما آفریده شده‌اند. این‌ها با آب محبّت ما و ولایت ما خمیر شده ‌اند. این‌ها گناه کرده ‌اند ولی تکیه ‌شان به ماست؛ پشت گرمی آن‌ها به ماست. چشم شفاعت به ما دارند.
این جا یک مثال بزنم. در شهر، یک مقرّراتی داریم. مثلاً اگر راننده‌ای تصادف کرد و یک کسی را زیر گرفت، او را باید در محاکم قضائیه ببرند، محاکمه ‌اش کنند و بعد جریمه ‌اش کنند. فرض کنید دو تا راننده‌ خلافکار، یکی راننده‌ رئیس الوزراء، و دیگری، راننده‌ فلان عطّار، دو نفر را زیر گرفته ‌اند. با این که تقصیرشان مثل هم است، امّا آن راننده‌ عطّار، بدنش می ‌لرزد و می‌ گوید: «ای وای! دیگر زندگی ‌ام از بین رفت! الآن من را می‌ گیرند، می ‌بَرَند. قتل نفْس کرده ‌ام. حبسم می ‌کنند. زجرم می کنند. چه می ‌کنند و چه می ‌کنند!» اما آن راننده‌ رئیس الوزرا تکان نمی ‌خورد. چرا؟ پشت گرمی ‌اش به اربابش است. با خود می ‌گوید: «ارباب من وقتی که بفهمد من تصادفِ بدی کرده ‌ام، یک تلفن به اداره‌ فلان و به اداره‌ فلان می زند و مشکل را حل می کند و زود خلاص می ‌شوم.» چون اربابش بزرگ است و پشتش به اربابش گرم است، این امید را دارد. التفات کردید؟
ما شیعه ها با سنّی‌ها همین تفاوت را داریم. آن‌ها اگر نافرمانی بکنند، امیدی ندارند؛ ولی وضعیت ما متفاوت است. دقّت کنید که نمی ‌گویم: «نافرمانی کنید!» ملتفت باشید. سوء استفاده نشود! ارباب ما از نافرمانی ما بدش می‌آید، منزجر هم است. دلش هم به درد می آید؛ اما در عین حال، اگر یک شیعه‌ ای یک غلطی کرد، این شیعه، دلش گرم است. با خود می ‌گوید: «ما ارباب داریم. ارباب ما در نزد خدا شفاعت می ‌کند. امام حسین علیه السلام شفاعتمان می ‌کند. فاطمه‌ زهرا علیهاالسّلام شفاعتمان می ‌کند. امام زمان علیه السلام شفاعتمان می ‌کند.» این دل گرمی ‌اش است. حضرت بقیة الله هم در هنگام دعا خواندن در سرداب، همین را به خدا عرض می ‌کند و می ‌گوید: «خدایا! این‌ شیعیان، گناهانی کرده ‌اند. ولی دلشان به ما گرم است. خدا! گناهان ایشان را ببخش.»
سیّد بن طاوس می گوید: من تکان خوردم! قربان این مهر و محبّت و آقایی بروم! در سرداب مقدّس، در جایی که محل عبادتش است، آمده و در خلوت برای شیعیان وساطت می کند.
بعد از آن، حضرت یک عبارت دیگری دارند که شما را تکان می‌دهد. همان طور که می ‌دانید، روز قیامت که بنای حساب شد و میزان عمل در بین آمد، فلّه حسنات با فلّه‌ سیّئات مقایسه می‌شود. اگر حسنات سنگین شود، به بهشت می‌برند؛ اگر سیّئات سنگین شود، به آتش دوزخ می‌برند. سید بن طاوس گفت: دیدم حضرت می ‌گوید: «خدایا! اگر گناهانشان را نمی ‌بخشی، چون روز قیامت شود و فلّه‌ حسنات شیعیان من سبک باشد، خدایا از حسنات من بردار، روی حسنات شیعیانم بگذار!»
(سخنرانی مسجد سیّد اصفهان، 1392 قمری، شب 28 ماه رمضان)

  • ۰
  • ۰



مرحوم در سخنرانی خود در مسجد جمعه اصفهان، در سال 1392 قمری می فرمود:
آن ‌که شاهراه است، آن ‌که صراط مستقیم قوی، روشن، نزدیک، و رساننده به مقصود و کعبه محبوب است، و زود به او می ‏رساند، محبّت است. باید محبّت به امام ‏زمان علیه السلام پیدا کنید، باید دوستش داشته باشید. دوستی یک امر اختیاری است. البته بعضی از دوستی‌ها اختیاری نیست، مثل دوست داشتن فرزند که اختیاری نیست. امّا خیلی از دوستی ‌ها هست که به اختیار انسان است، و انسان می‏تواند محبّت را در خودش ایجاد یا از خودش دور کند و لذا خدای متعال در قرآن امر به دوستی اولیاء الله و به دشمنی اعداء الله می ‏کند.
اگر دوستی و علاقه پیدا شد، شما را بالاخره می ‏کشاند و به محبوب می ‏رساند. به محبوب می‏ رسی، یا در خواب، یا در بیداری، یا به خودش یا به خواصّش. بالاخره نشانه این ‌که توی باغ رفتی ، به دستت می ‏دهند، و لو یک برگ سبز باشد، و لو یک دانه گل باشد. باید به امام زمانت علیه السلام محبّت پیدا کنی، باید او را دوست بداری، اگر دوست داشتی، صفحه وجودت عوض می ‏شود، اگر دوست داشتی، او را بزرگش می ‏کنی. تو بچه‌ ات را دوست می ‏داری، دلت می ‏خواهد توی هر مجلس، نام بچه ‌ات برده شود، تعظیم از فرزندت شود، و او بزرگ شود. در هر مجلسی دلت می‏خواهد کارهای برجسته بچه ‌ات را به گوش مردم برسانی. این ‌ها همه معلول محبّت است. اگر یک سر سوزن محبّت به امام ‏زمان علیه السلام پیدا کنی، آب و نان از دهانت می ‏افتد، ذکر جلال و جمال و فضائل و کمالات و عظمت او از دهانت نمی ‏افتد.
یکی از آثار محبت این است که آدم آثار محبوبش، شؤون محبوبش را دوست می‏دارد. مادرها، کت و شلوار بچه ‌ها‌یشان را به چشمشان می ‏کشند و می ‏بوسند، مخصوصاً اگر بچه‏اش به سفر رفته باشد، کت و شلوار بچه را بر می‏دارد، آن را تمیز می‏کند، اطو می‏کند، تا می‏کند، ماچش می‏کند، توی بقچه می‏گذارد. چون این کت بچّه‏اش است، و بچه‏اش آن را می‏پوشیده است. این نشانه محبّت است.
حبّ به شی‏ء، مستلزم حبّ به آثار شی‏ء است. اگر محبّت به امام ‏زمان علیه السلام پیدا کنی، آن‌چه منسوب به امام ‏زمان علیه السلام است، دوست می ‏داری. دوستی به امام ‏زمان علیه السلام پیدا کن. دوستی هم به لفظ نمی ‏شود، هرچیزی نشانی دارد.
باید محبت به امام ‏زمان علیه السلام پیدا کنید. به جان خودش، اسهل الطرق، نزدیک ‌ترین راه برای رسیدن به درگاه و پیشگاه شاه عالم امکان، محبّت به آن بزرگوار است.
محبت، نشانه ها دارد. یکی دلم تنگ می ‏شود، دیگری طپش قلب من است. یکی رنگ زرد من است. یکی اشک دیدگان من است. این‌ها نشانه‌های محبّت من به توست.
حال ببین راستی امام‏ زمان علیه السلام را دوست می ‏داری یا به لفظ، مثلِ من بدبخت می ‏گوئی. اگر محبّت به حضرت داشته باشی، برای او اشک می ‏ریزی، دنبال او می ‏روی، به سراغ او می روی. این سو و آن سو می روی و می ‏پرسی: آقا به چه راهی می ‌شود تا به محبوب رسید؟ باید محبّت به پایه ‌ای برسد که در فراق او بسوزی و بنالی و اشک بریزی، در طلب حقیقیش بر بیائی، خسته و مانده نشوی. اگر محبّ امام‏ زمان باشی، خدا می ‌داند، پسرت، پدرت، مادرت، همه از نظرت محو می ‏شود و او از نظرت محو نمی ‏شود. ذکر تو، اوست؛ فکر تو، اوست؛ اسم او، ورد زبان توست؛ تعظیم و تجلیل او، شأن و مقام توست، هدفِ غائی و مقصدِ نهائیِ توست.
این‌ها در تو هست، عزیزم؟ اگر هست من قربان خاک پایت، اگر هست و نرسیده ‌ای و هیچ نفهمیده‏ ای، بر من لعنت کن. فهمیدید اهل دل و حال چه گفتم؟ اصل الاصول، جوهر الجواهر، عصاره همه مطالب یک کلمه‏ است: باید به امام‏ زمان علیه السلام محبّت پیدا کنید، باید حبّ تو هم شدید بشود، خود محبّت، راه‌ ها را باز می ‏کند، خود محبّت، تو را به او نزدیک می ‏کند، و او را می ‏کشاند.
خدایا به مقام حبیبت خاتم الانبیاء صلّی الله علیه و آله، محبّت امام ‏زمان علیه السلام را در دل عالم و عامی‏ و پیر و برنا و صغیر و کبیر و زن و مرد امشب مجلس ما وارد بفرما. خدایا به حبیبت خاتم الانبیاء صلّی الله علیه و آله، حبّ امام ‏زمان علیه السلام را با خون ما و با جان ما و با روان ما آمیخته بفرما.
(سخنرانی های مسجد جمعه اصفهان، سال 1392 قمری، مجلس دهم)