آغوز

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۵۵ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

امام زمان علیه السلام، در مجالس عزای امام حسین علیه السلام تشریف ‌فرما می ‏شود، اگر ...

مرحوم در سخنرانی خود در مسجد جمعه اصفهان در سال 1392 قمری می فرمود:
امام زمان علیه السلام، مخصوصاً در مجالس عزای امام حسین علیه السلام تشریف ‌ فرما می‏ شود. البته در آن مجلسی از عزای امام حسین علیه السلام که سه شرط در آن باشد:
شرط اول: بانی، نظرش فقط و فقط تسلاّی قلب حضرت زهراء علیهاالسلام باشد. هیچ هوی و هوس دیگری، هیچ هدف دیگری غیر از تسلیت و تسلاّی خاطر حضرت صدّیقه علیهاالسلام نداشته باشد.
رکن دوم: مستمع که در آن مجلس می ‌رود، فقط به منظور تسلاّی خاطر حضرت زهراء علیهاالسلام و امیرالمؤمنین علیه السلام و پیغمبر صلّی الله علیه و آله برود، و هیچ هدف دیگری نداشته باشد.
رکن سوم: خواننده، خواه واعظ باشد، خواه روضه ‌خوان و مرثیه ‌خوان، یا مداح یا نوحه ‌خوان باشد، او هم هیچ غرضی جز عرض ارادت به ساحت امام حسین علیه السلام و تسلاّی قلب پیغمبر صلّی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام و حضرت زهراء علیها السلام نداشته باشد.
اگر این سه رکن در مجلسی پیدا شد، می‏ خواهد غوغا و پرجمعیت باشد، می ‌خواهد جمعیتی ‏اندک داشته باشد، در این‌گونه مجالس گاهی به نگاهی دلی را شاد می ‏کند. گاهی این سلطان حقیقی به بنگاه آن درویش می‏ رود. گاهی از روزنه آن خانه، آفتاب جمالش را متلألأ می ‏کند. این مطلب را که می ‏گویم، دیده شده است که می ‏گویم. لفظ نمی ‏گویم. به احتمال و به خیال و به توهّمات و به نقل‌های پوسیده این و آن، اتکاء نمی ‏کنم. دیده شده است که در مجلس عزای امام حسین علیه السلام آمده و گریه کرده ‏است.
(سخنرانی های مسجد جمعه اصفهان، 1392 هجری قمری، مجلس ششم)

  • ۰
  • ۰


اگر در عالم ذر بد بودیم، راه اصلاح داریم:

ذکر بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم را بعد از نماز صبح و مغرب هفت بار را همیشه بگوید.
لیله القدر و عرفه هم هست.
تسبیح حضرت زهرا بعد هر نماز 
ما مجموعه ای از اعمال پدران و مادران مون هستیم.
راه تمییز کردن وراثت متوسل شدن است.

روزه ها و عبادات و ذکر ها

  • ۰
  • ۰

 

  • در زبان هم باید ادبیات توحیدی داشت.
    نباید گفت من هر چه از امامت بلدم از فلان استاد بلدم.
    باید گفت خدا لطف کرد و باعث شد که من به این استاد ارادت پیدا کنم و ازش درس یاد بگیرم.

 

  • در زیارات علی اکبر تاکید بر طیب و طاهر و زکی بودن و در فراز بالاتر تاکید بر عصمت حضرت علی اکبر است.
    دو روز در سال افضل است برای زیارت امام حسین ع. نیمه رجب و نیمه شعبان.
    و در هر دو روز  یه زیارت خوانده میشود:
    زیارتی از شیخین (شیخ مفید و شیخ طوسی) نقل شده است که سندش هم معتبر است دال بر عصمت حضرت علی اکبر است.
    السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ الطَّیِّبُ الزَّکِیُّ الْحَبِیبُ الْمُقَرَّبُ
    تو را ای سید طیب طاهر خدا تو را رساند به قله شرف چنانچه که پیش از این دنیا بر تو علی اکبر منت نهاد و تو را از اهل بیت قرار داد .
    وَ أَلْحَقَکَ بِالذِّرْوَةِ الْعَالِیَةِ حَیْثُ الشَّرَفُ کُلُّ الشَّرَفِ کَمَا مَنَّ عَلَیْکَ مِنْ قَبْلُ
    وَ جَعَلَکَ مِنْ أَهْلِ الْبَیْتِ الَّذِینَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِیراً 
    صرفا نگفته من اهل البیت که بگوییم تشریفاتی است. بلکه گفته الذین اذهب ...
    یعنی ایشان را داخل عصمت کردند. نص بر عصمت حضرت علی اکبر است.
    مثل سلمان و اباذر نگفت منا اهل البیت. تشریفاتی نگفت. بلکه گفت که در داخل آیه تطهیر هستی.




     
  • ۰
  • ۰



مرحوم در سخنرانی خود در مسجد سیّد اصفهان در ماه رمضان 1392 هجری می فرمود:
ای پیر و جوان! اجمالاً به شماها عرض می‌کنم: شما صاحب دارید! امام دارید! امامتان روی همین زمین است! امامتان به شما توجّه دارد. بی‌خود نمی‌ گویم! اگر خلاف این بود، روز قیامت در محضر پیغمبر صلّی الله علیه و آله گریبان مرا بگیرید و بگویید: چرا بی ‌خود گفتی؟ من که نیامده‌ام شما را اغوا کنم. من نیامده‌ام شما را گمراه کنم. گمراه شدن شما و یک ناحقّی را گفتن، چه نتیجه دنیوی برای من دارد؟ به من پول می ‌دهد؟ به من آقایی می ‌دهد؟ به من نان می ‌دهد؟ پس بدانید که این سوزهای من، این حرف‌ هایی که می‌زنم، یک پایه و مایه و اساس دیگری دارد. روز قیامت در مقابل پیغمبر صلّی الله علیه و آله گریبان مرا بگیرید؛ اگر این حرف ‌هایی که می ‌گویم، خلاف واقع بود، آن جا بگویید: شیخ! چرا تو ما را گمراه کردی؟
شما امام دارید! امام شما اگر نسبت به شما مهربان ‌تر از امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت به شیعیان زمانش نباشد، مهربانی ‌اش کمتر نیست. امام شما، اگر نظر لطفش به شیعیان و رعیّتش، بیشتر از آن یازده امام علیهم السلام دیگر نباشد، قطعاً کمتر نیست. و من یقین دارم که امام زمان علیه السلام به شما شیعه‌ ها نظر دارد؛ همین ‌هایی که هستید! مگر شیعیان بقیه ائمه علیهم السلام، همه سلمان بودند؟ مگر همه‌ شیعیان، معصوم بودند؟ مگر همه‌ آن‌ها عادل بودند؟ آن ‌ها هم مثل شما بودند! البته هم عادل و هم فاسق بین آن ‌ها بوده است. هم تالی تلو عصمت داشتند، و هم بین آن ‌ها کسانی بوده ‌اند که فضولی ‌هایی می‌کردند.
من نمی ‌خواهم روایات آن را ذکر کنم، چون گفتنش خطرناک است و الاّ برای شما می ‌گفتم! بروید حالات شیعیان عصر ائمه علیهم السلام را نگاه کنید. آن ‌ها مثل شما بودند و شما هم مثل آن ‌ها هستید؛ بلکه به حکم روایات از یک جهت، شما بر آن ‌ها ترجیح دارید. زیرا آن ‌ها در زمان حضور ائمه علیهم السلام بودند و گاهی با نگاهی به صورت آن‌ ها دلشاد می ‌شدند. امّا شما در زمان غیبت امامتان هستید. شما بچّه ‌هایی هستید که پدرتان از جلوی چشمتان، مسافرت کرده است و او را نمی ‌بینید. امّا آن ‌ها پدرشان، بالای سرشان بود؛ از این جهت شما را بر آن ‌ها مقدّم داشته ‌اند.
(سخنرانی مسجد سیّد اصفهان، 1392 قمری، شب 28 ماه رمضان)

  • ۰
  • ۰

ریا و سمعه 2

شیخ باقر علم الهدی
80.6.13

دانلود

 

  • ریا و سمعه دو چهره دارد و ریشه آن توجه به غیرخدا است. نتیجه آنکه خوبی ها و امتیازات را به رخ سایرین می کشیم.
    نباید هدف را غیر خدا قرار دهیم.
    در روایات ریا به سه نحو آمده:
    1. کاری پسندیده را برای که در معرض چشم دیگران قرار بگیرد انجام دهیم.
    2.گاهی کلی آمده که شامل سمعه هم می شود.
    3. در کارها غیر خدا را لحاظ کردن.

     
  • لفظ ریا اختصاص به عبادت ندارد و عام است. در مقابل ریا، اخلاص قرار دارد . اخلاص هم معنی گسترده ای دارد و محدود به عبادات نیست.
     
  • برای کارهامون باید هدف داشته باشیم. برای شرکت در جلسات، خوردن و خوابیدن، پوشیدن، معاشرت کردن، ازدواج، تکثیر نسل، خرج کردن، دوستی، دشمنی ، قطع رابطه.
    باید فکر کنیم در دوستی ها چرا دوستی می کنیم و در دشمنی ها چرا دشمنی؟
    زندگی هر انسانی در همه شئون مثل یه دایره است که باید نوک پرگار که مرکز دایره است هدف باشد. این که دنبال چه هستیم و چرا آن کار را انجام می دهیم.
    هر چقدر نقطه مرکزی انسان شریف تر و با ارزش تر باشد به همان اندازه انسان باارزش است و هر چقدر هدف بی ارزش باشد انسان بی ارزش است.
    امیر المومنین ع می فرمایند :  قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ . ارزش هر کسی به ارزش همت او است.

    امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند:

    «مَن کانَت هِمَّتُهُ ما یَدخُلُ بَطنَه کانَت قِیمَتُهُ ما یَخرُجُ مِنه» ؛ هر کس همّتش آنچه داخل شکمش می رود باشد، ارزش و قیمتش آنچیزی است که از شکمش خارج می شود.
    اگر همت انسان فقط پرکردن شکمش باشد پس تفاوت ش با چهار پا در چیست؟
    اگر انسان واجد شهوت میشود فقط به فکر دفع شهوت باشد و همسر اختیار کند تا صرفا لذت ببرد تفاوت او با یه الاغ و اسب در چیست؟ آن حیوان هم به حکم غریزه به دنبال جنس مخالف می رود.
     

  • در همه شئون زندگی و نه تنها در عبادت باید هدف عالی و مقدسی داشت تا بر محور آن همه شئون مان را تنظیم کنیم.
    در آیات آمده است که ای انسان خدای حکیم تو را آفریده است و به تو امتیازاتی داده است که به هیچ یک از پدیده های هستی نداده است.  بر جمادات و نباتات و حیوانات و فرشتگان برتری داری و متفاوت هستی. انواع نعمت بیشمار در دسترس تو قرار داده است.
    قرآن در سوره‌‌ی مبارکه‌ی اسراء آیه 70 می‌فرماید:

    «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً »

    « ما آدمیزادگان را گرامى داشتیم؛ و آنها را در خشکى و دریا، (بر مرکبهاى راهوار) حمل کردیم؛ و از انواع روزیهاى پاکیزه به آنان روزى دادیم؛ و آنها را بر بسیارى از موجوداتى که خلق کرده‏ایم، برترى بخشیدیم‏ . 

    اگر حول اعمال من مثل حیوان باشد چرا حیوان در خدمت من باشد و من در خدمت حیوان نباشم؟ چه بسا حیوان بر حکم غریزه ش عمل میکند و من به حکم اختیار همچون حیوان عمل میکنم.
    ​و اینکه کار و عمل و دوستی و ارتباط و معاشرت و خوردن و ...باید پاک باشد. پاک در برابر ناپاک، صالح در برابر ناصالح.

    «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَر مِثْلُکُمْ یوحی إلَی أَنَّما إلهُکُمْ إِله واحِد فَمَن کانَ یرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یشْرِکْ بِعِبادةِ رَبِّهِ أَحَدا؛ بگو: همانا من بشری همچون شمایم (جز اینکه) به من وحی می شود که خدای شما خدای یگانه است. پس هر که به دیدار پروردگارش (در قیامت و به دریافت الطاف او) امید و ایمان دارد، پس کار شایسته انجام دهد. و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نسازد. (سوره کهف، آیه 110)

    لا یشرک، شریک نورزید  یعنی هدف ت را از این کار پاکیزه، هدف پاکیزه قرار بده.

    امام صادق ع میفرمایند که فقط یک مرکز و یک هدف داشته باش و آن هم خدا باشد.
    خوردن ما هم باید خدایی باشد، خوابیدن و دوستی و کاسبی و پول درآوردن و ... هم باید خدایی باشد.
    کسی که برای خدا صرف میکند و برای خدا از صرف خودداری می کند و سکوت و حرف ش هم برای خداست و این میشود معنای اخلاص.
     

  • الّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصین
    یک دسته هستند که فقط اخلاص دارند.

    اخلاص یعنی غیر از خدا از من بیرون رود و در تمام حالات بر دل من خدا حکمفرما باشد. و من بنده ای باشم که خودم را برای خدا خالص کردم.

     

  • مرحوم محدث شیخ عباس قمی  کسی بود که شبانگاه قبل از اذان صبح او را در راه حرم امام رضا ع دیده بودند که وقتی ذکر می گفت نور از دهان ش خارج میشود و زمین جلوی پای ش روشن میشد.
    چنین کسی وقتی به درخواست مردم امام جماعت حرم شد، روزی بعد از خواندن نماز جماعت ظهر سریع رفت و دیگر هرگز بر نگشت و نماز جماعت عصر را نخواند. وقتی علت را جویا شدند مرحوم محدث گفتند در رکوع رکعت چهارم صدایی از دور شنیدم که گفت الله اکبر، ان الله مع الصابرین، یک لحظه این فکر به ذهنم خطور کرد که جمعیت زیادی به من اقتدا کردند. همین باعث شد که بفهمم من فرد مناسبی نیستم و برای تنبیه خودم رفتم.
    تمالک نفس یعنی نفس ت را مالک شو و بر خود مسلط بشو تا بر نفس ت چیره باشی.
    بزرگان این چنین ند و حتی فکر خودشان را کنترل می کنند.

     

  • باید از اسارت دل خود و دیگران بیرون بیاییم و فقط برای خدا باشم.
    ما هیچ تکلیفی و هویتی نداریم الا این که برای خدا باشیم.باید محور نماز و روزه و حتی زندگی و مرگ مان هم خدا باشد.
    و ما امروا الا لیعبدو الله مخلصین له الدین (مردم غیر از آن که اعمال خود را فقط برای خدا انجام دهند، دستوری ندارند) بینه 5
    حضرت زهرا در خطبه فدک می فرمایند:  اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، کَلِمَةٌ جَعَلَ الْاِخْلاصَ تَأْویلَها .
    گفتن اشهد ان لا اله الا الله باید انسان را به سر منزل اخلاص برساند. و گرنه مصداق آن آیه میشود که بیشتر آنها که ایمان آوردند مشرک ند. یعنی شرک پنهان دارند. و ما یومن اکثرهم باللّه الا و هم مشرکون (106 یوسف )

     

  • حضرت خدیجه س ملکه حجاز بودند کسی که همه آرزوی وصلت با او را داشتند و حتی سلاطین خارج از حجاز درخواست خواستگاری به او میدادند. ایشان کسی بود که حجم ثروت ش هشتاد هزار بار شتر بود که بین حجاز و شامات در تردد بودند. و پیامبر با بخشی از مال ایشان حق العمل کاری کار میکردند. وقتی که پیامبر از ایشان خواستگاری کردند قبول کردند. و در خانه محقر پیامبر و روی گلیم زندگی می کردند.
    برای زایمان شان دنبال 4 زن معمولی فرستادند و نیامدند.چرا؟ چون جرم شان این بود که همسر پیامبر شده بود.
    حدیث داریم هر کس بین خود و خدای خود را اصلاح کند خدا بین او و مردم را اصلاح می کند.
    حضرت خدیجه از این که آن چهار زن نیامدند ناراحت شدند. حضرت فاطمه از شکم مادر ندا داد که نترس ای مادر. برای آنکس که کار کردی مزدت را فراموش نمی کند . و با مادر مانوس بودند.
    که حتی یک دفعه پیامبر شاهد گفتگوی حضرت خدیجه با فرزند در شکم بود. جبرئیل ندا داد که این دختر مادر 11 امام خواهد بود. 
    4 زن وارد شدند که شبیه زن های قریش بودند. و گفتند ما فرستاده از سوی رب برای تو هستیم.

    از صفات خدا ، شکور هست. یعنی بسیار سپاسگزار. 
    چطور کسی لطفی در حق ما می کند برای سالیان سال فراموش نمی کنیم. چطور خدا فراموش می کند؟

    آن چهار زن مریم (مادر حضرت عیسی ع) و آسیه (همسر فرعون) و ساره (همسر حضرت ابراهیم ع) و کلثوم (خواهر حضرت موسی ع) بودند که خدا آنها را فرستاده بود.

  • کمی بعد ده حوری آمدند و بقچه لباس آوردند.
    کمی بعد ده حوری دیگر آمدند و آب بهشتی برای غسل ولادت آوردند.
    و آنگاه که زهرای مرضیه به دنیا آمد همه جا نورانی شد.

  • خدایا به احترام فاطمه زهرا س فرج امام زمان را برسان.
    خدایا به احترام ایشان غیر خودت را از دل های ما بیرون ببر.
    خدایا به احترام ایشان ارتباط ما را با خودت محکم تر بکن.

     

 

 

 

  • ۰
  • ۰

ریا و سمعه 1

 

شیخ باقر علم الهدی 

موضوع: ریا و سمعه 
تاریخ: 80.6.6

دانلود

 

  • از بیماری های قلب و دل ریا و سمعه است.

    ریا از روئت می آید به معنای دیدن.
    انسان خودش را، کارش را یا شانی از شئون ش را در مقابل چشم و دید دیگری قرار دهد و به روئت در آورد و خودنمایی کند.

    سُمعِه از سمع به معنای شنیدن است.  سامع یعنی گوش و سمع یعنی شنوا.
    یعنی خودش را یا شئون یا عمل ش را به گوش دیگری برساند.

    ریا و سمعه بیماری است چون برا یخود امتیازی می بیند که به رخ دیگران می کشد.

     
  • هم ریا و هم اخلاص معنای وسیعی دارد و محدود به مسائل دینی نمی شود.

     
  • ریا نسبت به مال: علاقه به  نمایش دادن لباس و کفش و ماشین خود
    ریا نسبت به امتیازات مادی
    ریا نسبت به شخصیت: دائما تلاش می کند که بقیه بفهماند که من موقعیت اجتماعی دارم.از طریق نشست و برخواست و ...
    ریا به تجملات: طلا و زیور آلات . که در خانم ها رایج تر است.
    ریا به معلومات: حرف زدن و بحث کردن و بوق و کرنا کردن
    ریا در زور بازو و قدرت نمایی کردن: وسط بحث طرف به میز مشت می کوبد تا قدرت نمایی کند.
    ریا در منسب: چه حالا رئیس و کارمند فلان اداره هستی و چه حتی خادم حرم
    ریا در اعمال عبادی: نماز و دعا و حرم و تحجد و ذکر و انفاق و کار خیر و محبت به مومنین و احترام به والدین

     
  • همه مون به نوعی بیمار هستیم و آدم سالم خیلی کم وجود دارد. دل هامون مریض است.

     
  • سمعه: در صدد است آنچه برای خود فضیلت می داند را به گوش دیگران برساند. 
    هی از خود صحبت کردن ، از پول و قدرت و کار خیر و عبادت و معلومات و منسب و انفاق سخن گفتن.

     
  • در احادیث ما سمعه و ریا در کنار هم آورده شده است چون این دو بیماری یک منشا دارد و منشا آن توجه به غیر خدا، بت پرستی، بتِ نَفس، خود پرستی و از خود راضی بودن و بت شدن نَفس مان است.
    أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ جاثیه 23 
    پس آیا دیدى کسى را که هواى خویش را معبود خود قرار داده 
     
  • امام باقر ع می فرمایند:
    الإبقاء علی العمل أشد من العمل قیل: و ما الإبقاء علی العمل؟ قال: یصل الرحم بصله وینفق لله وحده لا شریک له فکتبت له سرا ثم  یذکرها فتمحی فتکتب له علانیه ثم یذکرها  فتمحی و تکتب له رئاء

    نگه داشتن عمل خوب سخت تر از انجام آن است.
    نماز خواندن راحت تر از نگه داشتن اثر نماز، روزه گرفتن راحت تر از نگه داشتن اثر روزه، انفاق کردن راحت تر از نگه داشتن اثر انفاق است.

    آیا عمل بعد از انجام ش از بین می رود؟ بله.
    آیه 23 فرقان: و قدمنا إلی ما عملوا من عمل فجعلناه هباء منثورا)
    «و ما به سراغ اعمالی که انجام داده‏ اند می‏رویم، و همه را همچون ذرات غبار پراکنده در هوا قرار می‏دهیم»

    گاهی اعمال خوب برخی ها مثل کوه بزرگی از خاکستر است که خروار خروار به روی هم هست و تمام ذرات ش توسط تند باد پراکنده میشود.

    در ادامه حدیث مردی از امام باقر ع می پرسد چطور اعمال می ماند و چطور از بین می رود.
    حضرت می فرمایند: وقتی مردی کار خیری م یکند که واقعا برای خدا باشد و نیت ش این باشد که خدا می بیند و با این عمل من راضی می شود.
    اهرم درونی که او را به این کار خیر سوق داد خود خدا بوده است  نه غیر خدا.
    برای همین در پرونده ش نوشته میشود که او عمل خوبی را پنهانی انجام داد چون هیچ رنگ غیر خدایی نداشت.
    ده سال بعد خود آن شخص عمل ش را به زبان می آورد و سمعه میشود.
    به فرشتگان دستور داده میشود که آنچه قبلا نوشته شده بود "سرا انجام داده بود" را بنویسند "علنی انجام داده بود" و وقتی دفعه بعد دوباره شخص سمعه می کند نوشته تبدیل می شود "ریا انجام داد" .
     
  • هیج وقت هیچ انسانی در هیچ شئونی ارزش ندارد مگر انکه خالص برای خدا باشد.
    پول برای خدا با ارزش است و الا نه.
    نماز برای خدا با ارزش است و الا نه.
    منبر برای خدا با ارزش است و الا نه.
    حضور در مجالس برای خدا با ارزش است و الا نه.
    زن برای خدا با ارزش است و الا نه.
    مرد برای خدا با ارزش است و الا نه.
    بچه برای خدا با ارزش است و الا نه.
    پست برای خدا با ارزش است و الا نه.

    بها و ارزش برای ان چیزی است که برای خدا باشد.


     
  • پیامبر به ابوذر فرمود: الدُّنْیا مَلْعُونَةٌ مَلْعُونٌ ما فیها إلّاما کانَ لِلّهِ مِنْها .
    هر آنچه که در دنیا است از رحمت خدا به دور است مگر آنکه برای خدا باشد.

    هر چه آلودگی ها بیشتر به عمل آید، ساقط است.
    هر چه پاک تر باشد، باارزش تر است.


     
  • وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا آیه 76 سوره انسان 
    و هم بر دوستی او (یعنی خدا) به فقیر و طفل یتیم و اسیر طعام می‌دهند.
    إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاء وَلَا شُکُورًا 
    جز این نیست که شما را برای خدا اطعام می کنیم و از شما نه پاداشی می خواهیم نه سپاسی .

    خیلی ها در راه خدا انفاق کردند اما 15 گرد نان انفاق کردن باعث نزول آیه شد.
    چون وجه الله است.
    دلیل اول وجه الله بودن این است که چون خودشان گرسنه بودند.
    امیر المومنین و حضرت زهرا س و حسنین روزه بودند. حسنین بیمار بودند و تازه خوب شده بودند و روزه گرفته بودند.
    حضرت امیر پشم خریدند وحضرت زهرا س به نخ تبدیل ش کردند. آن را فروختند و با اجرت آن آرد خریدند، حضرت زهرا س آرد را خمیر کردند و سپس نان پختند.

    عاملی مهم تر از خود نزد انسان نباشد از خود نمی گذرد. وقتی از خود می گذرد که چیز یمهم تر ا زخود بیابد.
    حتی پدر  و مادر که خالصانه ترین محبت را دارند اگر ببینند که فرزند قصد قتل او را دارد فرزند را می کشند که خود زنده بمانند.

    روز اول مسکین (گدا) آمد. روز دوم یتیم آمد. روز سوم اسیر آمد. یعنی غیر مسلمانی که به دست مسلمان اسیر شده است.
    آنها سه شبانه روز روزها روزه بودند و شب را با آب سپری میکردند.
    دلیل  دومی که کار حضرات وجه الله بود این است که روز سوم از روز اول گرسنه تر بودند اما باز انفاق کردند و نان به اسیر دادند.
    روز چهارم پیامبر به خانه امیر المومنین آمد و دیدند که حسنین از گرسنگی می لرزند و حضرت زهرا رنگ پریده هستند و چشمان شان گود افتاده است. پیامبر گریستند. جبرئیل آیه آورد:
    وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا .....
     
  • اگر می خواهید بفهمید که کارتان خالص است یا خیر ببینید که:
    آیا با تعریف مردم خوش مان می آید؟ آیا از مذمت مردم ناراحت می شویم؟ آیا از احترام کیف می کنیم؟ آیا بی اعتنایی ناراحت مان می کند؟
    همه اینها یعنی غش داریم و خالص نیستیم.

     
  • اخلاص سخت است اگر سخت نبود آخرین پله ایمان نبود.

     
  • حالا ما اگر در خیریه ای کمک کنیم و رفتار خوبی با ما نداشته باشند می گوییم ما برای خدا دادیم اما اون شخص هم وظیفه ای دارد. همین انتظار عکس العمل یعنی غش.

     
  • امیرالمومنین نان را به آنها دادند و گفتند انتظاری از شما نداریم و در راه خدا دادیم.
    إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاء وَلَا شُکُورًا 
    جز این نیست که شما را برای خدا اطعام می کنیم و از شما نه پاداشی می خواهیم نه سپاسی

    امام صادق ع فرمودند که امیر المومنین این حرف را به آن سه نفر (مسکین و یتیم و اسیر) نگفتند که آنها خجالت بکشند بلکه این نیتی بود که امیر المومنین هنگامی که نان ها را از سر سفره گرفتند و تا دم در برسند با خود گفتند.
    وقتی مسکین در زد امیر المومنین نان خود را برداشتند و به حضرت زهرا س در قالب  شعری فرمودند ای بانوی مجدو یقین، مستحقی به در منزل آمده است.
    آنگاه فاطمه زهرا س و حسنین و فضه نان های شان را دادند.
    و دو شب بعد دیگر امیرالمومنین ع درخواست نکردند و خودشان نان های شان را دادند.

     
  • ریا خطرناک است. چون من برای کار خوبی که انجام میدهم فکر میکنید من آدم خوبی هستم و من را دوست خواهید داشت. و به من بدون نفع یا چشم داشتی محبت می کنید. چه بسا شما به واسه این محبت بدون دریغ تون ثواب ببرید و حتی وارد بهشت شوید اما من با همان خوبی ظاهری به جهنم بروم. و چه حسرت بزرگی خواهد بود.
     
  • یا امیر المومنین شما که راضی نمی شوید یک اسیر از در خانه شما گرسنه برگردد، راضی نشوید ما که محب شما هستیم و نقاط ضعف داریم اعمال مان تباه شود. شما محبت کنید تا قبل مرگ اصلاح شویم.




     
  • ۰
  • ۰



مرحوم در سخنرانی خود در مسجد جمعه اصفهان در سال 1392 قمری می فرمود:
از من می‌پرسند چه ذکری، چه وردی، چه دعائی، چه ختمی بخوانیم که خدمت امام زمانمان علیه السلام برسیم؟ من نمی ‏گویم دعاها را نخوانید، بلکه همه دعاهای وارده را بخوانید، امّا مخصوصاً یک زیارت و یک توسّل را ترک نکنید.
چند روز پیش به بعضی از آقایان محترم طلاّب علوم دینیّه عرض کردم، حالا به همه شما می ‏گویم: یک زیارت و یک توسّل است که تعطیل نکنید. همه زیارات امام زمان علیه السلام را بخوانید، دعای ندبه را بخوانید، امّا زیارتی است، و آن زیارتِ «سلامٌ عَلَی آلِ یس! السَّلامُ عَلَیکَ یا داعِی الله وَ رَبّانی آیاته» می باشد که مرحوم حاج شیخ عباس قمی ‏رضوان الله علیه در جزء زیارات امام ‏زمان علیه السلام در مفاتیح نقل کرده و علامه مجلسی، در کتاب مستطاب «تحفه الزائر» آورده است. این زیارت را بخوانید. این‌که می ‏گویم این زیارت را بخوانید، همین ‌طوری روی هوی و بخار معده و خیال و توهّم نمی ‏گویم. بلکه یک چیزی هست که می ‏گویم. من به یک واسطه از کسی‌که ماموریت از ساحت مبارکش پیدا کرده است، خواندن این زیارت را برای شما نقل می ‏کنم. (خواندن این زیارت را) تعطیل نکنید، روزهای دوشنبه و پنجشنبه و جمعه بخوانید.
آن توسّلی هم که مرحوم شیخ عباس، در ذیل توسّلات نقل کرده‏است؛ یعنی « سَلَامُ اللهِ الْکَامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ»، این توسّل را نیز بخوانید.
(سخنرانی های مسجد جمعه اصفهان، 1392، مجلس دهم)

  • ۰
  • ۰

آیت الله مجتهد سیستانی:
استاد شیخ انصاری، ملا احمد نراقی صاحب معراج السعاده گفتند: برای حیات دل و روشنایی قلب، در سحر ها سلام به امیر بده و با تکرار این شعر را بخواه آن معرفت و نورانیت مطلوبت را:

یا علی، یا ایلیا، یا ابو الحسن، یا ابا تراب 

حل مشکل، سرور دین ،شافع یوم الحساب

 

 

اگر مشکلی برایت پیش آمد و نرفتی سمت خدا، بدان آن مشکل پابرجاست.
اگر مشکلی برایت پیش آمد و سمت خدا رفتی، بدان که خیر و صلاح ت در آن مشکل است.

  • ۰
  • ۰



مرحوم در سخنرانی خود در مسجد جامع زاهدان، در ماه رمضان سال1390قمری می فرمود:
خود ائمه علیهم السلام برای خود نائب می ‌گرفتند، امام هادی علیه السلام پول می‌داد و نائب می ‌گرفت، می ‌گفت به کربلا و حائر سیدالشهداء علیه السلام بروید، آن‌جا زیارت کنید، به نیابت ما دعا کنید. امام صادق علیه السلام پول می ‌داد به شیعیان و می ‌فرمود: به نیابت من بروید کربلا و زیارت کنید. امام رضا علیه السلام از قِبَل خودشان برای مکه نائب می ‌گرفتند. 100 دینار آن تاریخ با چند تا غلام و چند دست لباس برای محمد بن عیسی یقطین فرستادند، و فرمودند: تو و برادرت (موسی بن عبید) و یونس بن عبدالرحمن، امسال به نیابت ما به مکّه مشرف بشوید، این هم پول شما. شیعه ‌های سابق برای امام زمان علیه السلام نائب می‌گرفتند. خودشان اگر نمی ‌توانستند بروند، پول می ‌دادند و یک نائبی می ‌گرفتند که به عنوان نیابت امام زمان علیه السلام به مکه برود. شیعیان سابق هیچ ربطی به ما نداشتند، یک عادات و اعمالی را داشتند که ما حالا در خواب خود هم نداریم. شیعه سابق یا خودشان به نیابت می ‌رفتند و یا پول می ‌دادند و نائب می ‌گرفتند. شما کجا هستید؟ این اعمال را انجام دهید، به خدا چیزهایی خواهید فهمید که تا 100 سال دیگر اگر زنده باشید آن‌ها را نمی ‌فهمید. در این راه‌ها اگر وارد شدید، چشم ‌هایتان از گوشه و کنار باز می ‌شود، یک چیزهایی را خواهید فهمید.
(سخنرانی های مسجد جامع زاهدان، روز 30 ماه رمضان1390قمری)

  • ۰
  • ۰

خطبه افتخار

مولا علی امیرالمؤمنین (س)خطبه ای دارند به نام : «خطبه افتخار» که همانگونه که از نام آن پیداست سید الاوصیا مولا علی امیرالمؤمنین (س)، در این خطبه به بیان افتخارات خویش پرداخته اند.
در بخشی از این خطبه میخوانیم که مولا فرمود:
(أنا شهر رمضان، أنا لیلة القدر، أنا أمّ الکتاب، أنا فصل الخطاب، أنا سورة الحمد أنا صاحب الصلاة فی الحضر والسفر، بل نحن الصلاة والصیام واللیالی والأیام والشهور والأعوام).

یعنی:
منم ماه رمضان ، منم شب قدر، منم امّ الکتاب ، منم فصل الخطاب ، منم سوره حمد ، منم صاحب نماز در سفر و حَضَر، بلکه ما خود، نمازیم و روزه ایم و شبهاییم و روزهاییم و ماههاییم و سالهاییم مظهر العجائب فقط کافیست بدانیم این روایت را بزرگانی که نام آنها را می آوریم نقل کرده اند :
1.ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 136.
2.حافظ برسی، رجب بن محمد، مشارق انوار الیقین، ص 166-164، اعلمی، بیروت، 1422 ق.

https://telegram.me/mojtahedsistani